حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
97
تاريخ قم ( فارسي )
جبرئيل اين چه قبّه است كه من در همه آسمان مثل و مانند و بهتر و نيكوتر ازين نديدم جبرئيل عليه السّلام گفت كه اين صورت شهريست كه آن را قم گويند كه بندگان خداى از مؤمنان در آن جمع شوند و انتظار تو كشند از براى قيامت و حساب تا تو شفيع امت گردى و همچنين مؤمنان و زاهدان در آن جمع شوند و انتظار محمد [ مهدى ] كشند و شفاعت كردن او دربارهء دوستاران آل محمد عليهم السّلام و الله اعلم ، و هم از وى روايتست از حسن بن يوسف و او از خالد ابى يزيد و او از ابى عبد الله عليه السّلام كه او فرمود كه حقّ جلّ و علا از جميع شهرها كوفه و قم و تفليس را برگزيده است و ايضا راوى روايت كند از احمد بن محمد بن عيسى و او از حسن بن محمود سراج و او از ابى جميله المفضل بن صلح اسدى و او از حبلى كه او گفت كه من از ابى عبد الله شنيدم كه او فرمود كه چون همه شهرها پر فتنه و بلا گردند و آشوب و اضطراب در جهان عام شود بر شما باد كه پناه با قم دهيد و با حوالى و نواحى آن كه بلا از قم مدفوع و مصروفست و هم او گويد كه حديث كرد مرا احمد بن خزرج بن سعد از برادر خود موسى بن خزرج كه او گفت من شنيدم از ابى الحسن الرضا عليه السّلام كه او مرا گفت روزى از روزها موضعى كه آن را ورِاردهار گويند ميدانى و ميشناسى گفتم بلى مرا در آن موضع دو ضيعه است ابو الحسن الرضا گفت بدان ملازم باش و متمسّك شو و فرمود سه نوبت كه نعم الموضع ورِاردهار يعنى نيك موضعيست ورِاردهار ، و ايضا روايتست ازو از احمد بن محمد بن عيسى از محمد بن خالد برقى از سعد بن اسعد اشعرى و از جمعى از ابى عبد الله كه او فرمود چون بلا در جهان منتشر گردد و واقع شوند كوفه و حوالى آن از سواد ايمن شود و اهل آن در امن و راحت باشند و از بلاد جبل همچنين قم بسلامت بود و نيك موضعيست مرد خايف طايف را و ايضا روايت كند از محمد بن سهل بن اليسع از پدر خود و او از جدّ خود و او از ابى عبد الله عليه السّلام كه او فرمود كه چون مفقود شود امن در بلاد و مردمان بر پشت اسبان نشينند و از زنان و بوى خوش اعتزال نمايند فالهرب الهرب الهرب بگريزيد و سخت بگريزيد از همسايگى ايشان گفتم خداى تعالى و تقدّس جان و مال و تن مرا فداى تو گرداناد كجا گريزيم و پناه با كدام